سلطان محمد مطربي سمرقندي
389
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نقطهء دوم در ذكر فضلايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده [ است ] . [ 124 ] حريمى كابلى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] حريمى ، به « خواجه باقى باللّه » « 1 » مشهور است . تولد در ولايت كابل نموده ، كسب فضايل در سمرقند كرده اهليّت تمام داشت . آخر الامر جاذبهء صحبت درويشان و سلسلهء محبّت ايشان ، او را به قيد ارادت حضرت قدوة السالكين ، مولانا خواجگى اينكنكى - قدّس سرّه - آورده ، به شرف متابعت و مبايعت ايشان مشرف گرديده ؛ مدتى طريق رياضت و سبيل مجاهدت را پيموده و به مرتبهء غوثيّت و قطبيّت « 2 » شده ، به ارشاد رسيده ، در دار السلطنهء دهلى ، خلايق را به طريق مستقيم دلالت كرده ، هدايت مىنموده . طبع دلجو و سخنان نيكو داشت و اين غزل جانسوز از گفتار دلافروز اوست : غزل : سموم هجر توام جان ناتوان سوزد * مرا ز شعلهء شوق تو خانومان سوزد حرارتى است چنان آتش فراق تو را * هنوز ناشده در فرقت تو جانسوزد چنان ز سوز فراقت كشم به محشر آه * كه دوزخ از تف آهم همان زمان سوزد چراغ مجلس غيرى و هردم از غيرت * فتيلهوار مرا مغز استخوان سوزد شب فراق « حريمى » به كنج تنهايى * نشسته گريهكنان چند شمعسان سوزد
--> ( 1 ) . در اصل : ( با اللّه ) . ( 2 ) . در اصل : ( قطيب ) .